«امسال داراییام سی درصد بیشتر شده» جملهای است که در ایران تقریباً هیچ اطلاعاتی منتقل نمیکند. اگر تورم چهل درصد بوده، شما در واقع فقیرتر شدهاید.
مشکل این نیست که محاسبه اشتباه است — مشکل این است که واحد اندازهگیری خودش در حال تغییر است. مثل اندازهگیری قد با متری که هر ماه کوتاهتر میشود.
چهار واحد، یک دارایی
راهحل ساده است: همان عدد را با چند واحد مختلف بسنجید. هرکدام چیز متفاوتی میگویند.
۱. تومان اسمی. آنچه در حسابتان است. برای پرداخت قبض لازم است، برای مقایسهٔ دو سال بیفایده.
۲. دلار. بهترین معیار برای قدرت خرید بینالمللی — سفر، کالای وارداتی، لپتاپ. چون واردات بخش بزرگی از سبد مصرف است، این عدد بیشتر از آنچه فکر میکنید مهم است.
۳. طلا (گرم). معیاری که مردم اینجا واقعاً با آن پسانداز را میسنجند. اگر داراییتان به تومان بالا رفته ولی به گرم طلا پایین آمده، شما نسبت به کسی که طلا نگه داشته عقب افتادهاید.
۴. تومان ثابت. دارایی امسال با قدرت خرید سال پایه. این عدد به شما میگوید واقعاً چقدر کالا و خدمات میتوانید بخرید.
چرا هر چهارتا
چون با هم اختلاف پیدا میکنند، و همان اختلاف حرف اصلی است.
«به تومان ۳۰٪ بالا، به دلار ۱۲٪ پایین» یک تصمیم را عوض میکند. «۳۰٪ بالا» بهتنهایی هیچ تصمیمی را عوض نمیکند.
اگر ثروتتان به تومان رشد کرده ولی به طلا و دلار کم شده، پسانداز نقدیتان زیادی است. اگر برعکس، احتمالاً بیش از حد در دارایی غیرنقد قفل شدهاید.
نکتهٔ مهم دربارهٔ نرخ
اگر از نرخ رسمی دلار استفاده کنید، همهٔ این محاسبات بیمعنا میشود. نرخ رسمی قیمتی نیست که کسی بتواند با آن معامله کند — ثروتی که با آن حساب شود، ثروت خیالی است.
نرخ درست، نرخ بازار آزاد است: همان که در صرافی میبینید.
در گردش
دارایی خالص همزمان در هر چهار واحد نمایش داده میشود، با تغییر نسبت به یک سال قبل در هرکدام. نرخها از بازار آزاد گرفته میشوند و تاریخچهشان تا ۱۳۹۱ عقب میرود، پس مقایسهٔ چندساله واقعاً معنا دارد.